تقسیم بندی نانوشتنی

برای آشنایی کلی با فضای این نوشته ها و اگر اولین بار است که به سایت نانوشتنی می آیید لطفا این متن را بخوانید.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*

برای آشنایی کلی با فضای این نوشته ها و اگر اولین بار است که به سایت نانوشتنی می آیید لطفا این متن را بخوانید.

این نوشته ساختار کلی و انواع امکانات سایت نانوشتنی معرفی شده است و یک دید کلی به شما میدهد.
دعایی خالصانه برای دیدن خدا در همه چیز، رهایی از ذهن و غرور، و حفظ آگاهی در تنهایی و روابط.

نَفَس، نشانهٔ حضور و لطفِ مداومِ خداست؛ با توجهِ آگاهانه و شکرگزاری در هر دم و بازدم، قدرِ این فرصتِ زندگی را بدانید.
پیچیدگیهای جوامع مدرن در تأمین نیازهای مالی و عاطفی، باعث میشود انسانِ معنوی از دنیای بیزینس و روابط ساختگی فاصله بگیرد.
متن، مردستیزی و زنستیزی را حاصل هویتهای کاذب، نیازهای برآوردهنشده و کمبود معنویت میداند و خودشناسی را راهحل معرفی میکند.
چگونه با وجود جبر زندگی، از تله قربانیبودن رها شویم؟ رمزی مکتوم در شکرگزاریِ حافظ و تسلیم معجزهآسای عیسی مسیح.
دریافت عشق، با چرخۀ انرژی و شکرگزاری آغاز میشود؛ بودا با پذیرش هدایای مردم، عشق و بخشندگی را در جامعه خلق و متجلی میکرد.
تصادف با موس در شب؛ درس بقا و بیتوقعی، و گذار به زندگی ساده با مراقبه خانگی و تنهایی آگاهانه.
فوتبال مثل سریال و اسکرول، فراری موقت از ذهن است؛ برای آگاهان مناسب نیست، اما برای دیگران شاید مفید باشد.
خاص بودن واقعی نه از مقایسه با دیگران، بلکه از این حقیقت است که هر انسان تجربهای منحصربهفرد از خداست.

کمک دو نوع است؛ مادی که با پول اندازه میشود، اما بزرگترین و واقعی ترین کمک، فقط حضور بی شرط کنار دیگری است.
با گسترش مراقبه به زندگی، آدمها هم مثل افکار میشوند؛ گذرا، بیقضاوت، و تو آزاد و بیتأثیر میمانی.
با دیدن ادعای پیامبری دوستی، به خطر ایگوی معنوی پی بردم؛ اعلام میکنم انسانی معمولی با اشتباهات فراوانم و از همه پوزش میطلبم.
اقتصاد ابزار فراوانی الهی است؛ با همکاری جهانی، رفاه و بقای بشر تضمین میشود تا انسان به کیفیت و خدا نزدیک شود.
مناجاتهای پانزدهگانه، گنجی ادبی و عاشقانهاند؛ گفتوگوی پانزده حال انسانی با خدا، از توبه و شکایت تا عشق، عرفان و زهد.
اگر خدا همهچیز باشد، هر کاشف زیبایی و حقیقت خداشناس است؛ اما بالاترین درجه، خودشناس است که نزدیکترین تجلی خدا، یعنی خویشتن را میشناسد.
حضور یک دوستِ دردآشنا مرا از افسردگی به شکرگزاری رساند؛ شکر از هر آنچه خدا مقدر کرده، راه تسلیم و رستگاری است.
توجه رادیکال به درون، مشاهده بیوقفه خویشتن در هر شرایطی است؛ مراقبهای که در آن «منِ» معمولی محو و تنها خدای یگانه میماند.
نیت برخلاف هدف، از درون میجوشد، خیر جمعی دارد و آرامشبخش است؛ نه محدودکننده، نه جاهطلبانه.
جهان رقصی عاشقانه و بازتاب نور الهی است. زندگی در خلوت با خدا و جلوت با انسانهای نورانی معنا مییابد.
تنهایی، قرار عاشقانه با خداست. با تخلیه ذهن از افکار و آرزوها، و با حضوری خالصانه و بیشریک، محیای درک معشوقِ نانوشتنی شوید.